
اعتبار خبر متواتر به جهت حصول یقین است، درمورد موضوع ولادت امام مهدی(عج) عواملی چند در حصول یقین به این موضوع دخالت داشته است:
۱. احادیثی که به دلالت مطابقی بر ولادت امام مهدی(عج)و بشارت به آن حضرت دلالت دارد که مجموع آنها به ۲۱۴ حدیث میرسد؛[۱]
۲. روایاتی که درمورد سال ولادت آن حضرت رسیده است؛[۲]
۳. روایاتی که در رابطه با خصوصیات فردی امام زمان وارد شده است؛[۳]
ادامه مطلب ...
یکی از سنن انبیای پیشین، غیبت از دیدگان مردم بوده که درمورد امام زمان نیز جاری شده است. برای نمونه چند مورد از غیبتهای انبیا را ذکر میکنیم:
۱. حضرت ادریس: پس از جریانی که در میان ایشان و جباران زمان به وقوع پیوست به مدت بیست سال غایب بود و پس از آن ظاهر شد و به پیروان خود نوید فرج و قیام قائم از فرزندان خود (حضرت نوح) را داد. ادامه مطلب ...

کتاب «در انتظار ققنوس»[۱] بهطور مفصل این مسأله را بررسی کرده است، ولی بهطور خلاصه عبارت است از:
۱. تصریح امام عسکری علیهالسلام به ولادت فرزندش؛ راوی میگوید: از امام عسکری علیهالسلام پرسیدم: آیا شما فرزندی دارید؟ امام فرمود: آری.[۲]
۲. شهادتدادن قابلهها از جمله حکیمه خاتون (دختر امام جواد و عمه امام عسکری) به ولادت امام مهدی؛ ادامه مطلب ...

دین اسلام، آخرین دین الهی است. پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله از سوی خداوند متعال برای هدایت انسانها به سوی کمال و خوشبختی دنیوی و اخروی، مأمور به ابلاغ این دین شد و باید همیشه کسی باشد که به تبلیغ و ترویج این دین و هدایت جامعه به سوی کمال بپردازد پس از حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله امامان معصوم علیهالسلام عهدهدار این وظیفه بودند و به ترویج دین اسلام میپرداختند، لکن با آغاز غیبت کبرا و مستور شدن امام مهدی علیهالسلام باید کسی عهدهدار نقش هدایت جامعه میشد. ادامه مطلب ...

کلمه «غیبت» مصدر است و اگر از فعل معلوم گرفته شده باشد، به معنای «پنهانشدن» و «دورشدن» و ضد «حضور» میباشد و اگر از فعل متعدی گرفته شده باشد، به معنای «آشکارکردن عیب دیگری» خواهد بود. معنای دوم، در علم اخلاق، کاربرد دارد. آنچه در این بحث مورد نظر است، معنای نخست، یعنی «پنهانشدن» است. ادامه مطلب ...

درباره غیبت امام زمان علیهالسلام دو نظریه است؛ یکی غیبت آن حضرت از زمان ولادت و دیگری غیبت ایشان از زمان رسیدن به امامت. میتوان گفت: اگر مقصود، غیبت امام مهدی علیهالسلام باشد، این حالت از زمان ولادت بوده است؛ ولی اگر مقصود، غیبت امام زمان علیهالسلام پس از امامت باشد، این حالت پس از وفات امام حسن عسکری علیهالسلام آغاز شده است. ادامه مطلب ...
![]()
اشاره
ادعیة اهل بیت یا قرآن صاعد به گونه ای همسو با قرآن کریم، فرهنگ عدالت خواهی و عدالت گستری را در جامعه اسلامی دنبال می کند.
ادعیة ویژة حضرت مهدی(ع) بسیار متنوّع، ولی هدفمند و با روشی ویژه، سمبل های عدالت خواهی و عدالت گستری را در یک وارث حقیقی و زنده و حاضر در صحنة جوامع بشری مورد توجه ویژه قرار داده و با برقراری ارتباط معنوی دعاکننده با او، مجموعة آرمان های الهی عدالت مدار را با ظلم ستیزی از درون انسان تحوّلی زیربنایی به وجود می آورد، تا انسان های منتظرِ قیامِ پرچمدار حق طلب و عدل گستر را در حالت آماده باش کامل و بصیرت همه جانبه در آورد، و احیای کتاب و سنّت در دولت حضرت مهدی(ع) در این ادعیه، سمبُل حق گرایی و حق گستری و عدالت خواهی معرفی شده است.
ادامه مطلب ...
دیدگاهی که معتقد است فقط وقتی ظلم و ستم به بیشترین حد خود برسد، زمینه ظهور فراهم میشود و در این میان مردم نقش خاصی در فراهم شدن زمینههای عدالتطلبی و ظلمستیزی مهدوی ندارند، دیدگاهی است که انفجاری بودن ظهور را اقتضا میکند. یعنی بدون آن که زمینههای اجتماعی عدالتگستری و ظلمستیزی جهانی حضرت مهدی(علیه السلام)، توسط مردم فراهم شده باشد، صرفاً تیره روزی و ظلم و ستم فراگیر و غیر قابل اجتناب شود و حضرت مهدی (علیه السلام) به اذن الهی ظهور کند و جهان را پر از عدل و دادکند. در حالی که از دیدگاه شهید مطهری فراگیر شدن ظلم و ستم، صرف نظر از وجود زمینههای اجتماعی حقطلبی و ظلمستیزی مردمی، نمیتواند آبستن یک انقلاب جهانی عدالت گستر باشد و این مساله مخالف حرکت منطقی تاریخ در تحولات جامعه جهانی است. شهید مطهری میفرماید: ادامه مطلب ...

چرا باید حضرت مهدی در زمانی ظهور کند که ظلم به اعلی درجه خود رسیده باشد؟ مگر اگر ظلم کمتر باشد مبارزه با آن راحت تر نیست؟ و چرا فقط مردم آخر زمان که عده اندکی بیشتر نیستند باید راحت زندگی کنند؟ مگر مردم دوره های مختلف نیاز ندارند که در صلح و صفا و آرامش زندگی کنند؟ چه فرقی بین ما و مردم آخر زمان می باشد؟ آیا انتظار فرج کشیدن یک نوع منفعل بودن نیست؟ اگر توجیه می کنید که باید انسان ها خودشان زمینه ظهور را فراهم کنند دیگر چه نیازی به حضور حضرت مهدی است؟
ادامه مطلب ...
برداشت قشری مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود، این است که صرفا ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها، تبعیض ها، اختناق ها، حق کشی ها و تباهی ها ناشی می شود؛ نوعی سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند و فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت _ نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد _ از آستین بیرون می آید.
ادامه مطلب ...