
در این نوشتار، با استفاده از منابع روائی شیعه موضوع یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ویژگیها و خصوصیات اسمی و ملیتی آنان، تعداد اصحاب، جنسیت اصحاب (تعداد مرد و زن)، نحوه حضور و یاری رسانی آنان و نیز وضعیت نیروهایی که در هنگامة ظهور، برای حمایت از حضرت قیام میکنند و… در دو محور: گروه اصحاب ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و گروه انصار و یاوران آن حضرت در هنگام ظهور، مورد بررسی قرار گرفته است.
مقدمه
براساس آموزههای دینی، یکی از سنتهای الهی در جهان این است که هر پدیده، میباید به صورت قاعده مند از راه فراهم آمدن شرایط و مقدمات آن به وجود آید. این اصل، در روایات این گونه بیان شده است: «أبی الله أن یجری الأمور إلا بأسبابها فجعل لکل شئ سبباً؛ خداوند امتناع دارد از اینکه امور را جز از راه اسباب آن فراهم آورد» (مازندرانی، 1421: ج8، ص210).
تحولات و رخدادهای اجتماعی نیز همانند پدیدههای تکوینی، محکوم این اصل میباشد. بر این اساس، تحقق هر انقلاب و رویداد اجتماعی، به زمینهها و شرایط آن، وابستگی دارد. ظهور و قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پیرو همین اصل است و بدون تحقق زمینهها و شرایط آن، به وقوع نخواهد پیوست.
یکی از مهمترین شرایط و مقدمات لازم برای تحقق ظهور، وجود یاورانی شایسته و لایق برای پشتیبانی از قیام و انجام کارهای حکومت جهانی است؛ زیرا سنّت الهی بر این قرار گرفته که امور عالم از مجرای طبیعی و علل و اسباب عادی انجام گیرد؛ بنابر این همان گونه که نقش یاران در موفقیت حرکتهای اصلاحی پیامبران الهی تعیین کننده بوده، در قیام امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیر نیاز به یاران، امری ضروری و اجتناب ناپذیر است؛ زیرا بنا نیست این قیام، با نیروی اعجاز به سر انجام برسد؛ بلکه حرکتهای اصلاحی حضرت از راه اسباب وعوامل عادی به پیروزی میرسد. بدیهی است چنین انقلاب عظیمی، بدون نیروهای مؤمن و فوق العاده توانمند و مؤثر، امکان تحقق نخواهند داشت.
بر این اساس، یکی از موضوعات لازم در حوزة مباحث مهدویت، بحث از یاران حضرت مهدی علیه السلام و شناخت ویژگیها، کارکردها و اقدامات سیاسی نظامی مجموعه نیروهایی است که هنگام ظهور به امام مهدی علیه السلام میپیوندند و تحت فرمان آن حضرت، به انجام مسؤولیت میپردازند. با توجه به اهمیت مسأله و نقش آموزندة آن، بخشی از روایات مهدویت به انعکاس این موضوع پرداخته است.
طبق آنچه از روایات استفاده میشود، مجموع یاوران و کسانی را که در آغاز ظهور، دعوت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را لبیک میگویند و برای یاری، به امام علیه السلام میپیوندند، میتوان به دو گروه، تقسیم کرد:
الف. گروه اصحاب
ب. گروه انصار
گروه اصحاب، افراد ویژه و فوق العاده ممتازی هستند که به عنوان اصحاب حضرت در نخستین ساعات ظهور، به امام مهدی علیه السلام میپیوندند. آنان، هستههای اولیة نهضت جهانی امام مهدی علیه السلام را تشکیل میدهند. آنان کسانیاند که هم قیام حضرت با حضور آنان آغاز میشود و هم پس از پیروزی، از مشاوران و وزرای امام عصر علیه السلام خواهند بود و بخش مهمی از کارها را به دوش خواهند کشید. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با کمک آنان، دنیا را فتح کرده و عدالت موعود را سراسر جهان حاکم خواهند کرد.
درمنابع روایی، این گروه، با عنوان «اصحاب المهدی» یاد شدهاند. آنان، در مقایسه با دیگر یاران حضرت، از مقام، جایگاه و منزلت برتری برخوردارند و در سیستم حکومتی حضرت نیز مسؤولیتهای مهمتر و حساستری بر عهده دارند.
اما گروه انصار، عبارتند از مجموعه یاورانی که پس از ظهور به حمایت از حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میشتابند و به سپاه آن حضرت ملحق میشوند. این عده، شامل همة افرادی میشود که با آغاز قیام حضرت، دسته دسته برای یاری ایشان به پا میخیزند، و دعوت امام علیه السلام را لبیک میگویند. این گروه، شامل سه دسته از نیروهایی هستند که به تدریج به سپاه حضرت میپیوندند:
دستة اول، کسانیاند که در آغاز ظهور و اعلام خبر قیام حضرت در مکه، خود را به امام علیه السلام میرسانند و با ایشان بیعت میکنند. حضرت، پس از حضور و اعلام بیعت آنان، به قیام میپردازد و از مکه به سوی مدینه حرکت میکند.
دستة دوم، خیل عظیمی از مؤمنان و مشتاقانیاند که با آغاز قیام حضرت، در میانه راه به سپاه امام مهدی علیه السلام میپیوندند و در رکاب او با دشمنان خدا میجنگند.
دستة سوم، نیروها و سپاهیانیاند که پس از قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از جاهای دور و نزدیک با هدف مقابله با لشکریان سفیانی و حمایت و پشتیبانی از حضرت مهدی علیه السلام، به سوی او میشتابند و به سپاه حضرت میپیوندند.
دراین نوشتار، سعی شده است به منظور شناخت خصوصیات و اوصاف اصحاب و یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و نقش مؤثر آنان در شرایط و تحولات نخستین روزهای ظهور، ابعاد مختلف این موضوع بررسی شود.
گروه اصحاب
کلمة «اصحاب» و «صحابه»، جمع صاحب از مادة «صحب» به معنای همراه، گروه، معاشر و یاور است (ابن منظور، بیتا: ص519؛ زبیدی، 1385: ج3، ص186). در آیات و روایات نیز این کلمه به معنای همراه، اهل، دسته وگروه، به کار رفته است.
دربارة اصحاب و یاران حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف، و وقایع مربوط به آن نکات متعددی قابل طرح است که این جا لازم است با استناد به روایات، بدان اشاره شود:
* شمار اصحاب حضرت مهدی علیه السلام
دربارة تعداد اصحاب امام مهدی علیه السلام در روایات، آمار و ارقام مختلفی ذکرشده است. بیشتر روایات، تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را سیصد و سیزده تن- به تعداد اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر- ذکر کرده است (صفار قمی، بیتا: ص311؛ صدوق، بیتا: ج2، ص654).
دستة دیگر روایات، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیش از سیصد و سیزده نفر نقل کرده است. برخی از این روایات، رقم ده هزار نفر را ذکر کرده است؛ مانند آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «مهدی ظهور نمیکند، مگر اینکه حلقه کامل گردد». وقتی ازحضرت سؤال شد که عدد آنان چند نفر است؟ فرمود: «ده هزار نفر» (نعمانی، بیتا: ص307).
همچنین ابوبصیر نقل میکند:
مردی کوفی از امام صادق علیه السلام تعداد یاران امام مهدی علیه السلام را پرسید وگفت: «مردم میگویند اصحاب مهدی به تعداد اصحاب بدر، 313 نفرند». حضرت در پاسخ فرمود: «مهدی ظهور نمیکند، مگر با نیروی قدرتمندی که تعداد آنان، کمتر از ده هزار رزمنده نخواهند بود» (صدوق، همان: ج2، ص654).
بعض دیگر از این نوع روایات، تعداد اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور را بین دوازده تا پانزده هزار نفر، ذکر کرده است (ابن طاووس، بیتا: ص65). حتی در روایتی، عدد یکصد هزار نفر نیز نقل شده است (مجلسی، بیتا: ج52، ص307 و367).
باتوجه به قرائن موجود، این چند دسته روایات را میتوان این گونه جمع کرد که روایات متضمن عدد سیصد، ناظر به اصحاب ویژه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مرحلة آغازین قیام است، همان کسانی که هسته اصلی قیام حضرت را تشکیل میدهند و در روایات، از آنان، با عنوان پرچمداران و فرماندهان لشکرمهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یاد شده است (کلینی، بیتا: ج8، ص313؛ صدوق، همان: ج2، ص672). که حضرت مهدی علیه السلام به وسیله آنان، شرق وغرب جهان را فتح میکند وآنها را فرمانروایان روی زمین قرارمی دهد. (نعمانی، همان: ص252)
اما روایات دسته دوم، ناظر به مجموع نیروهایی است که به جمع سیصد وسیزده نفر میپیوندند. بنابراین، با توجه به اختلاف روایات دربارة تعداد یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میتوان گفت: آمار و ارقام یاد شده، مقصود نبوده؛ بلکه هدف از بیان این ارقام، فزونی یاوران و پیروان امام مهدی علیه السلام بوده است.
* نام و ملیت اصحاب
در برخی روایات، خصوصیات اسمی و وطن و محل اقامت 313 نفر از یاران امام مهدی علیه السلام، ذکر شده است و از شهرهایی مانند کوفه، بصره، مدائن، هرات، حران، قلزوم، خیبر، طرابلس، بیروت، طالقان، همدان، ری، اهواز، قم، قزوین، نیشابور، کرمان، مرو، توس و… نام برده شده است.
در روایتی که اصبغ ابن نباتة از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده آمده است:
روزی امیرالمؤمنین علیه السلام خطبهای ایراد فرمود که در آن، از مهدی علیه السلام و یاران او ذکری به میان آورد. در آن حال، ابوخالد از امیرالمؤمنین علیه السلام، درخواست کرد تعداد و اوصاف و خصوصیات اسمی و محلی یاران مهدی علیه السلام را بیان فرماید. امیرالمؤمنین علیه السلام به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله تعداد و محلهای 313 تن از یاران و همراهان مهدی علیه السلام هنگام ظهور را بازگو کرد؛ در حالیکه مردم آن را مینوشتند. سپس فرمود: «رسولالله صلی الله علیه و آله این 313 نفر را که به تعداد اصحاب بدرند، برایم چنین معرفی کرد» (کورانی، 1411: ج3، ص104).
در این روایت، اسامی 313 نفر اصحاب خاص امام عصر علیه السلام و محل سکونت آنان، به تفصیل بیان شده است.
در روایت دیگر، ابو بصیر نقل میکند: به حضور امام صادق علیه السلام رسیدم؛ حضرت به کسی که در مجلس حضور داشت، فرمود: «بنویس آنچه پیامبر صلی الله علیه و آله برای امیر المؤمنین علیه السلام املا فرمود». سپس نامهای تک تک یاران ویژة حضرت مهدی علیه السلام را با ذکر محلات و مناطق زندگی شان، بیان فرمود (طبری، همان: ص556-575؛ کورانی، همان: ج4، ص28).
در اینباره تذکر دو نکته لازم است:
نکتة اول اینکه مراد از اماکن و شهرهایی که در این روایات، از آن نام برده شده، مفهوم متعارف آن زمان است و این نامها ناظر به مکانهایی است که هنگام صدور روایت، با این عناوین و نامها یاد میشدهاند؛ به همین سبب در بسیاری از این موارد، تطبیق این اسامی با اماکن و شهرهایی که بعدها بدین نام، نام گذاری و مشهور شده، قدری دشوار است؛ زیرا بسیاری از شهرهای نامبرده شده در گذر زمان، تغییر نام یافته یا در اثر توسعه دارای چندین شعبه با نامهای گوناگون شده باشند. نیز ممکن است در ثبت و ضبط نام این شهرها و محلات، تصحیف (خطای نوشتاری) رخ داده باشد. همچنین در برخی موارد، شهرهای جدیدی احداث شده است که با آنچه در روایات آمده است، فقط تشابه اسمی دارد. افزون بر اینکه در ترتیب اسامی و مکانهای یاد شده در این گونه روایات، اندک تفاوتهایی نیز دیده میشود.
نکتة دوم اینکه باید توجه داشت با آنکه دانستن نام اصحاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و آگاهی از موطن و ملیت آنان، مطلوب است، این اطلاع و آگاهی، از نظر معرفتی برای ما چندان اثری نخواهند داشت؛ بلکه آنچه در این خصوص مهم و لازم است، توجه به ویژگیهای شخصیتی یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و تأسی عملی به ایشان است؛ مطابق آنچه در روایات معرفی شده است.
* چگونگی پیوستن اصحاب حضرت مهدی علیه السلام به آن حضرت
طبق نقل روایات، اصحاب مهدی، به طور ناگهانی ومعجزهآسا، ازمسافتهای دور و نزدیک، در یک شب یا صبحگاه، درمکه معظمه، گرد میآیند و به حضرت میپیوندند. امیرالمؤمنین علیه السلام درباره چگونگی فراخوانی و پیوستن یاران مهدی علیه السلام، از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل میکند: «خداوند، یاران مهدی را در کمتر از چشم به هم زدن، از مشرق و مغرب، کنار کعبه، گرد میآورد» (ابن طاووس، همان: ص146).
همچنین در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: « یاران مهدی، با طی الأرض به سوی او میشتابند و در مکه با او بیعت میکنند» (فتال نیشابوری، بیتا: ج2، ص263).
* چگونگی بیعت اصحاب
پس از پیوستن یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اولین اقدام حضرت، اخذ بیعت از اصحاب و پیمان وفاداری و اطاعت آنان از امام علیه السلام است. پایمردی در میدان رزم، دوری از حرام وکارهای منکر مثل دزدی، زر اندوزی، احتکار، رباخواری، تخریب مساجد، شهوات باطل، نوشیدن شراب، تجمل گرایی، تحقیر اشخاص مؤمن، تعقیب افراد فراری، خونریزی ناحق، انفاق به افراد منافق و کافر، انجام عمل منافی عفت و… از موارد مطرح در این میثاق بیعت است. همچنین امام از یاران خود پیمان میگیرد در تحمل سختیها مقاوم باشند و مردم را امر به معروف و نهی از منکر کنند. اصحاب نیز همگی این پیمان را میپذیرند و تک تک با امام علیه السلام رو بوسی میکنند (شافعی، بیتا: ص96).
* اوصاف اصحاب
طبق نقل روایات، اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همگی جوانند مگر تعداد اندکی؛ مانند کمی سرمه در چشم یا کمی نمک در غذا (طوسی، بیتا: ص284). در برخی روایات، یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شیران روز و نیایشگران شب زنده دار که دلهاشان مانند پارههای آهن، محکم واستوار است، توصیف شده اند (مجلسی، همان: ج52، ص386). آنان، رادمردانیاند که جز شهادت در راه خدا، آرزوی دیگری ندارند و برابر رهبر و مولای خود، سخت مطیع و فرمانبردارند. ابهت و رعب این جنگجویان مصمم و فولادین، دشمنان را زمینگیر میکند (نوری، بیتا: ج11، ص114). در راه انجام مأموریت خود، بسیار قاطع و بیباکند و هرگز هراسی به دل راه نمیدهند (مجلسی، همان: ج52، ص308).
امام مهدی علیه السلام، با چنین اصحاب و یارانی، جهان را فتح کرده و اسلام را در سراسر گیتی، حکم فرما میسازد. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: گویی یاران مهدی را میبینم که سراسر زمین و آسمان را احاطه کردهاند و چیزی در جهان نیست، مگر اینکه در قبضه قدرت آنان است. آنها، در جامعه به حدی محبوبند که حتی پرندگان و درندگان نیز در پی جلب خشنودی و فرمان برداری آنان هستند. قطعهای از زمین، از اینکه یکی از یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر آن گام نهاده است، بر قطعه دیگر فخر و مباهات میکند (صدوق، همان: ج2، ص672؛ مجلسی، همان: ج52، ص327).
* حضور زنان در میان اصحاب
میان یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زنان نیز حضور دارند و در بخشهای بهداشت و درمان، انجام وظیفه میکنند. در روایات، تعداد آنان متفاوت ذکر شده است. طبق روایت مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام سیزده نفر میان اصحاب قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف حضور دارند که زخمیها را مداوا و بیماران را پرستاری میکنند (طبری، همان: ص259). در این روایت، نامهای نه نفر از این زنان ذکر شده است. در برخی روایات، از حضور پنجاه زن میان یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، خبر داده شده است. آنان، در کارهای بهداشتی و امدادی به رزمندگان اسلام خدمت رسانی میکنند (نعمانی، همان: 279). در برخی دیگر، عدد بیشتری نیز ذکر شده است (ابن طاووس، همان: ص151).
ظاهراً این نوع روایات، ناظر به زنانیاند که پس از قیام، حضرت را همراهی و در کارها با سپاه و اردوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مشارکت میکنند.
* رجعت گذشتگان
در برخی روایات، از بازگشت گذشتگان، در زمان ظهور، برای یاری حضرت، سخن به میان آمده است. مفاد اینگونه روایات، رجعت آنان در زمان ظهور است. اما این بدان معنا نیست که آنان جزء 313 تن از اصحاب خاص حضرت (یعنی همان افرادی که ظهور، منوط به آنها است) قرار داشته باشند.
بر اساس منابع روایی، از جمله کسانی که زمان ظهور در جمع اصحاب و سپاهیان مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف قرار میگیرند، عدهای از مؤمنان شایسته و برجستگانی است که پیشتر، از دنیا رفتهاند. خداوند، آنان را دوباره زنده میکند، تا به سپاه مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ملحق شوند. این اشخاص که گاهی در روایات از آنان نام برده شده است، برخی از امتهای پیشین هستند؛ مانند یوشع بن نون، وصی موسی علیه السلام، مؤمن آل فرعون و اصحاب کهف (طبری، همان: ص554). برخی دیگر نیز از پیشگامان و برجستگان صدر اسلام در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیه السلام هستند؛ نظیر سلمان فارسی، ابودجانه انصاری، مالک اشتر نخعی (فتال نیشابوری، همان: ج2، ص266)، جبیر بن خابور (راوندی، بیتا: ج1، ص185)، اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام (حر عاملی، بیتا: ص266)، عبدالله بن شریک عامری (همان)، مفضل بن عمر (طبری، همان: ص248)، و….
* پیوستن حضرت مسیح علیه السلام
با ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، حضرت عیسی مسیح علیه السلام نیز ظاهر شده و به آن امام ملحق میشود و میگوید: « من، وزیر فرستاده شدهام، نه امیر و فرمانروا» (کورانی، همان: ج1، ص527). وی از سوی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، فرماندهی عملیات تهاجمی بر ضد لشکریان دجال را بر عهده میگیرد (طبسی، 1385: ج1، ص167)؛ به همین سبب در روایات، از میان کارگزاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، از حضرت عیسی مسیح علیه السلام به دلیل نقش کلیدی و منحصر به فرد او در تحکیم و گسترش حکومت جهانی امام مهدی علیه السلام، با عنوان «وزیر» یاد شده است. گو اینکه حضرت عیسی مسیح علیه السلام در دوران ظهور، نقش معاون اولی امام مهدی علیه السلام را در میان دستیاران و کارگزاران حکومتی امام مهدی علیه السلام بر عهده دارد (بحرانی، بیتا: ص697). امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، با چنین اصحاب وکارگزارانی، سرانجام، حکومت جهانی اسلام را تحقق میبخشند و جهان را از عدل و داد پر میکند.
گروه انصار
مراد از انصار ـ چنانکه اشاره شد ـ مجموعه نیروهاییاند که در آستانه ظهور یا همزمان با ظهور امام مهدی علیه السلام از مناطق مختلف قیام میکنند و برای یاری حضرت و مقابله با دشمنان ایشان، به پا میخیزند. این نیروها، بعضاً دارای سازماندهی ویژهای هستند که با انسجام خاص و تحت مدیریت افراد خاصی رهبری میشوند. اکنون به مهمترین این نیروها اشاره میکنیم.
* رزمندگان خراسان
براساس روایات، از نیروهایی که هنگام ظهور، به حمایت از قیام حضرت به پا میخیزند، سپاهیان خراسانند که از ایران سازماندهی میشوند. سپاه اهالی خراسان که در روایات ناظر به ایران آن زمان است و تا مناطق ماوراءالنهر را شامل میشود، پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام با پرچمهای سیاه، به فرماندهی سید خراسانی برای بیعت و یاری امام مهدی علیه السلام حرکت میکنند. این، هنگامی است که امام عصر علیه السلام از مدینه به سوی کوفه حرکت کرده است. سپاه خراسانی، میان راه به حضرت مهدی علیه السلام میپیوندند و تحت فرمان حضرت، برای جنگ با سفیانی راهی کوفه میشوند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است:
هنگامی که مشاهده کردید پرچمهای سیاه از سوی خراسان میآیند، با هر وسیله ممکن به سوی آنها بشتابید؛ هر چند مجبور باشید برای این کار روی برف و یخ سینه خیز بروید؛ چرا که خلیفة الله مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میان آن پرچمها حضور دارد (مجلسی، همان: ج51، ص82).
ابو خالد کابلی از حضرت باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
گویا میبینم قومی را که در مشرق خروج کردهاند و حق را مطالبه میکنند؛ پس به ایشان داده نمیشود. باز مطالبه حق میکنند و به ایشان داده نمیشود؛ پس چون چنین ببینند، شمشیرهای خود را بر دوش خود گذارند. آنگاه آنچه میخواستند به ایشان داده شود و ایشان قبول نکنند، تا اینکه قیام کنند و نخواهند دولت را مگر، به صاحب شما. کشتههای ایشان، شهدایند. آگاه باشید اگر من آن زمان را درک میکردم، خود را برای صاحب این امر، نگاه میداشتم (نعمانی، همان: ص182؛ کورانی، همان: ج3، ص269).
این روایت، بر اصالت و حقانیت نهضت مردمان مشرق زمین و نقش زمینهساز آن دلالت روشنی دارد. ظاهراً کلمة «مشرق» در این روایت نیز ناظر به منطقة خراسان است؛ همان چیزی که در دیگر روایات بدان تصریح شده است.
از این روایت استفاده میشود که تشکیل سپاه و سازماندهی رزمندگان خراسان، با مدیریت مستقیم امام مهدی علیه السلام و دستکم با هماهنگی و اشراف آن حضرت است. آنان، در مقابله و شکست دشمنان حضرت در عراق یعنی جنبش سفیانی، نقش مؤثری خواهند داشت.
در رابطه با قیام خراسانی، چند نکته قابل ذکر است:
1. عنوان خراسان ـ همانگونه که اشاره شد ـ تا آن طرف بلخ و بخارا را شامل میشود؛ لذا دربارة محل خروج وی و اینکه خراسانی از کدام قسمت خراسان خروج میکند، در روایات به محل خاصی اشاره نشده است.
2. ماهیت و چگونگی قیام خراسانی نیز در روایات به صورت شفاف بیان نشده است؛ به همین سبب در این خصوص و نیز شخصیتی که رهبری این قیام را بر عهده دارد، اطلاعات دقیقی وجود ندارد. در برخی روایات سخن از خروج سید خراسانی و در برخی دیگر از روایات از سید حسنی، سخن به میان آمده است. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود: «بیرقهای سیاهی که از خراسان خروج میکند، به کوفه نازل خواهند شد؛ پس چون مهدی علیه السلام به سوی عراق حرکت کند، آنان با او بیعت خواهند نمود» (مجلسی، همان: ج52، ص217)؛ به همین سبب این احتمال که این دو عنوان برای یک نفر باشد یا اینکه بیانگر دو قیام از خراسان با رهبری دو نفر باشد، وجود دارد.
3. نقش قیام خراسانی در زمینه سازی و حمایت از قیام امام مهدی علیه السلام قابل توجه است. در روایتی که ابوخالد کابلی از امام باقر علیه السلام نقل کرده است، حضرت، نقش آنان را چنین توصیف کرده است:
گویی اکنون گروهی را با چشم خود میبینم که از مشرق قیام کردهاند و خواستار حقند؛ ولی آن را به آنها نمیدهند. سپس باز حقشان را میطلبند؛ ولی به آنان داده نمیشود و چون چنان دیدند، اسلحههای خود را برمیگیرند و بر گردن هایشان میگذارند. این وقت، آنچه را که میخواستند به آنها داده میشود؛ ولی آن طایفه دیگر نمیپذیرند، تا اینکه قیام میکنند و کارشان رونق میگیرد، و آنان آن را به کسی نخواهند داد مگر به صاحب شما )= حضرت مهدی علیه السلام( و کشته شدگانشان شهیدند. آگاه باش که اگر من آن روز را درک میکردم؛ خود را برای صاحب این امر، نگه میداشتم (نعمانی، همان: ص273؛ مجلسی، همان: ج52، ص243).
در این روایت، امام باقر علیه السلام ضمن اینکه برحقانیت انقلاب کنندگان و کشتهشدگان آنها تأکید فرموده، از نقش حمایتی آنان برای برپایی حکومت عدل مهدوی خبرداده است.
4. همزمانی قیام خراسانی باخروج سفیانی. در برخی روایات، خروج خراسانی و سفیانی، به دو اسب مسابقه تشبیه شدهاند که خراسانی از مشرق و سفیانی از مغرب به طرف کوفه در حرکتند، میفرماید:
خراسانی و سفیانی در حالی خروج میکنند که یکی از طرف شرق و دیگری از طرف غرب به سوی کوفه و عراق در حرکتند و هر کدام سعی میکند که از دیگری پیشی بگیرد (نعمانی، همان: ص264).
همچنین حرکت سپاهیان خراسانی، با حرکت نیروهای یمن به فرماندهی شخصی موسوم به یمانی همزمان است. روایات مربوط به این همراهی و همزمانی را در قسمت بعدی بیان خواهیم کرد.
ادامه دارد...
نویسنده:قنبرعلی صمدی
مجله انتظار موعود- شماره 29
منبع ما:http://www.sedayeshia.com